” تحلیل روانشناختی شرکت در مراسم عزاداری محرم “
" تحلیل روانشناختی شرکت در مراسم عزاداری محرم "
” به قلم: دکتر زهرا طاهرنژاد “
یکی از فرهنگهای خیلی خوب در ایران عزیز ما شرکت در جلسات و هیئتهای عزاداری امام حسین (ع) و یارانش می باشد.
در این مقاله قصد داریم، بررسی نماییم که آیا این رفتار اجتماعی به سود نظام وساختار روانشناختی ما است یا خیر؟ آیا این غصه، این گریه، این عزاداری منجر به این میشود که ما به سمت افسردگی برویم یا خیر؟!
یکی از نکاتی که برخی افراد نقد میکنند این است که” که چرا همواره گریه؟! و چرا عزا ؟! و دلیلی ندارد ما در این جلسات شرکت کنیم! اعصابمان خرد میشود! به هم ریختگی روانی اتفاق میافتد!”
اولا بسیار معتقدیم که فردی که متوازن و در حالت تعادل روانشناختی است هم عزاداری ها را پر رنگ جلوه می دهد و هم مراسم های شادی، تولدها و اعیاد را! پس یک فرد حتما باید هر دو طرف را جدی بگیرد و با هر دو طرف زندگی و سبک دینداری اش را پیش ببرد.
با توجه به اینکه در ایام محرم هستیم، میخواهیم بیشتر به اهمیت و تاثیر شرکت در مراسم عزاداری بپردازیم:
۱- شرکت در این مجالس منجر به افزایش آگاهی، ارزشها و معنویت است. باید بفهمیم دلیل اشکها و ناراحتی مان چیست؟ آیا مثلا اینکه یک نفر فرزند از دست داده، در اوج گرمای هوا آب را دریغ کردند؟! یا دلیل و فرایند این ظلم مهم است؟! ما معتقد هستیم که تاریخ تکرار می شود و تاریخ باید موجب عبرت شود. موجب هدفگذاریهای صحیح و برنامهریزیهای درست بشود. افرادی که در این جلسات شرکت میکنند؛ بروزرسانی داشته باشند، وقایعی که آن زمان اتفاق افتاده و افرادی که آن دوران زیست می کردند؛ با وقایع و افرادی که در عصر معاصر هستند، تطبیق دهند. این روش منجر به این می شود که تحلیل صحیحی از ارتباطات بین فردی و حتی جهانی انجام شود. مثلا اگر یک ظلمی می شود چگونه باید قاطعانه جلوی این ظلم ایستاد؟ چگونه باید رابطه های را تنظیم کنم؟ لحن گفتارم چگونه باید باشد؟ در خطبههایی که امام حسین (ع) حتی در روز عاشورا بیان می کنند؛ با زبان مهربان و نرم حتی کسی که دشمن ست و شمشیر به روش کشیده با این زبان صحبت میکند. یعنی در ابتدا خون و خونریزی اتفاق نیفتاده است. یعنی حمایت، یعنی امید به تغییر مخاطب! این مدل ارتباط شرایط مختلف زندگی مان لحاظ بکنیم. پس یک مسئله مهم این ست که من یک شعور و آگاهی پیدا می کنم.
۲– به قول ما روانشناسها :
بخش گروه درمانی ماجراست ارتقای روحیه ی همدلی و گریز از افسردگی ست. وقتی افرادی را میبینیم که شبیه همدیگر فکر می کنند، رفتار میکنند، برای یک غم مشترک اشک می ریزند و نگاه مشترک دارند؛ این یک احساس قوت قلبی به افراد می دهد. در تجارب زیسته بزرگترین دردی که یک انسان میتواند تجربه کد این است که احساس کند که از همه تنهاتراست و دراین دنیای بزرگ تنها هستم، هیچکس مثل من فکر نمیکند، هیچکس مشکلات من را ندارد! وقتی ما با یک گروهی که شبیه خودمان هستند در کنار همدیگر قرار میگیریم آن احساس تنهایی که ما را به سمت افسردگی سوق می دهد کاسته می شود. در اینگونه جلسات معمولا میبینیم که روحیه همدلی افزایش پیدا میکند مثلا اگر یک نفر میبیند کودکی گریه میکند، شکلات، آب یا هر کمک همدلانه ای می دهد و این حس را می دهد که در کنار همدیگر هستیم و میتوانیم از همدیگر مراقبت کنیم پس روحیه همدلی هم در این حوزه در بین ما بالا می رود.
۳– نکتهی بعدی به قول یونگ:
به ناهوشیار جمعی و فرهنگ ما مربوط می شود. در فرهنگ ما جوانمردی ، مراقبت کردن ، قدردانی کردن ارزش است. ما ایرانیها با توجه به این فرهنگ، کسی که جان خود، خانواده و عزیزانش را در راه حفظ یک باور و یک اعتقاد درست فدا کرده قابل احترام است و این شخصیت برامون قابل احترامه برای همین هست که حتی کسانی که شیعه هم نیستند در این ایام احترام نگه میدارند.
۴- تخلیه هیجانی یکی از دستاوردهای شرکت در این مجالس است:
ما میبینیم افرادی که در هیئت شرکت میکنند، گریه می کنند و بعد از اینکه از هیئت خارج می شوند سبکتر هستند. به دلیل اینکه آن غمها، زخمها و ناکامیهایی که در طول زندگی تجربه کردند ، این فرصت را مغتنم شمرده و بدون اینکه کسی قضاوتشان کند و سیوال پیچشان کند تخلیه هیجانی اتفاق افتاده و مانع از سرکوبی هیجانات شود و این امر موجب بالا رفتن سطح تابآوری ما می شود.
۵– تذکر و یاد اوری از دستاوردهای این مراسم :
در این جلسات غالباً تذکرات اخلاقی داده می شود؛ که مراقب باشیم ویژگی های نیک انسانی همچون انسان دوستی و فضایل اخلاقی را تقویت کنیم و از غرق شدن در مادیات، ارتکاب گناه و رذایل اخلاقی پرهیز نماییم.
۶- بالا رفتن امید وحس بقا :
وقتی ما در این مراسم ها شرکت میکنیم میبینیم که درست است که انسانها از دنیا می روند ولی یاد و خاطرات شان باقی می ماند. پس اگر خوب زندگی کنیم به نیکی از ما یاد خواهد شد.
۷- کمک به سلامت روان :
ما با توجه به معنایی که در این رفتارها میدهیم اتفاقا به سلامت روانمان کمک میکنیم که حتی به همان مشکی پوشیدن هم معنای مثبت، به گریه کردن معنای مثبت، به حتی هزینه کردن هم معنا و حس مثبت بدهد.
